
بعد از چند وقت دوباره سر دارم می زنم و احتمالأ یه چند وقته دیگه ای هم نباشم!
فقط می خواستم یه جمله رو بگم، جمله ای که واقعأ بلاش سره من اومد:
" عشق مانند ساعت شنیه؛ در حالی که داره قلبت رو
پر می کنه، از اونور مغزت رو هم خالی می کنه! "

وقتي رفتي همه چي رفت همه ي دلبستگي رفت
شب و روز من يكي شد حتي حس زندگي رفت
ديگه بي تو مرده بودم حرف مردم شده بودم
توي آغوش نبودت تو خودم گم شده بودم
وقتي رفتي تازه فهميدم چي بودي
براي من طپش زندگي بودي
وقتي رفتي ديگه اون پنجره خوابيد
وقتي رفتي آره رفتي ، رفتي
از تو مونده يادگاري واسه ي من بيقراري
خنده رو لبامه اما از دلم خبر نداري
نه تو بودي نه ترانه نه يه حرف عاشقانه
من مگه از تو چي خواستم فقط و فقط بهانه
وقتي رفتي همه چي رفت همه ي دلبستگي رفت
شب و روز من يكي شد حتي حس زندگي رفت
ديگه بي تو مرده بودم حرف مردم شده بودم
توي آغوش نبودت تو خودم گم شده بودم
وقتي رفتي تازه فهميدم چي بودي
براي من طپش زندگي بودي
وقتي رفتي ديگه اون پنجره خوابيد
وقتي رفتي آره رفتي ، رفتي ...
![]()

براي تنهايي ات
گريستم
نه بخاطر بوسه
نه بخاطر جسم عريانت
به خاطر خودت
به خاطر زنانگي پاکت
نه بخاطر تنهايي من
نه بخاطر فراموشي
بخاطر به تو انديشيدن
در لحظات زندگي
به خاطر پاکي کلامت
در اعلام عشق
نه بخاطر جبران خطاي ديروز
نه بخاطر قضاوت فردا
بخاطر امروزت
به خاطر هر روزت
نه بخاطر آن شب ها در کنار تو
نه به خاطر امشب
در غياب تو
بخاطر عشق نهانت
که دنياييست
بخاطر تنهايي ات
در عين ازدهام
نه بخاطر فريب تو
نه بخاطر ترهم
به خاطر خاطرات ديروز
به خاطر روياهاي فردا
به خاطر تکيه گاهي امن براي تو
بخاطر معمني آسوده
براي عشق
و تو
گريستن...

روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمنماه) و در برخی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
...

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این ميخونه بودیم ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوسش داری با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود ما که رفتیم ولی خوب موندی سر قول و قرار خوب رها کردی دستای منو تو این دیار ما که رفتیم حالا تو می مونیو عشق جدید می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدین ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود دل مل لایق این که بزاریش زمین نبود ما که رفتیم ولی چشم تو عجب نگاهی داشت جمله های پر عشق تو چه وعده هایی داشت ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت ببینم سال دیگه کی میاد تولدت ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده اون که با اومدنش آتیش به قلب من زده ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی لااقل می اومدی پیشم واسه خدافظی
رفتی اما چه بگوییم هیهات
تو ندانی که من آنروز غروب
زیر آن دره آرام و عبوس
به چه حالی بودم !
بی تو با حسرت و حرمان و سرشت
خلوتی داشتم آنجا که مپرس
کاش می دانستی
بی تو بر من چه گذشت...

تنها شاهد اشک های شبانم
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود
اما تو، تو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو رادر غربت ترانه هایم پر می کند
گریه کن دلم میدونم اون دیگه هیچ وقت نمیاد
رفته و واسش مهم نیس چه به روز من میاد
ببین چقد تنها شدم تو خونه بی کسیام
یکی نیس با من بباره به پای این بی کسیام
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی

گریه هام دسته خودم نیس دله من شکسته دنیا
دستایه جدایی عشق خط کشیدن میون ما
طاقت موندن ندارم این نفسای آخره
بگین بیاد که عاشقش واسه اون در به دره
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی
آمده بودم بگویم دوستت دارم که نگاهت، آواری شد بر تنم. آمده بودم خانه بسازم نه از آجر قرمز، نه از آهن سرد، از جنس دامنم. و تنها شنیدم که گفتی عقلم ناقص است... قدم بر تن جاده می گذارم، محکم، وقت رفتنم... بالهایم را کنده ای و من اینجا روی دستهایم راه می روم فرقی هم ندارد روی دو پا هم که باشم دنیا وارونه است.
میدونی عزیزم !
وقتي دلم برات تنگ
ميشه .. گريم مي گيره.
به آينه نگاه مي کنم .توي چشماي خيسم تو رو مي بينم که داري بهم لبخند مي زني.
همين نگاهته که که نمي زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم .

حالا دلم برايت تنگ شده .
دلتنگيم دروغ نيست.
اشکام بي بهونه نيست.
لحظه هام بازم بهونتو مي گيرند.
آنقدر صبر کردم که ديگه انتظار رو از رو بردم .
دوست دارم اشکهايي رو که براي تواند!
نگاهي رو که عاشق توست!
تمام لحظه هايي رو که منتظر تواند دوست دارم!
آخه چی میشد ما به هم می رسیدیم
آخه چی می شد پیشم بودی.. باهام بودی
تمام لحظات زندگیم انتظار تو را میکشند
آخه اينجا يه قلبي به شوق دوباره ديدن تو زندگي مي کنه....

ki be andazeye man DOSET DARE
bi TO yek lahazeee arom nadare
bi TO ke khab toye cheshmash nemiyad
esmi joz esme TO yadesh nemiyad
ki roze 100 dafe GHORBONET MIRE
vase cheshmaye ghashanget MIMIRE
vaghti yek lahze TO ro dir mibine
DIVONE mishe o par par mizane
mesle MAN hich kasi ashegh nemishe
na nemishe , na nemishe
...
من عشق رادر تـــــو
تـــــو را در دل
دل را در موقع تپيدن
و تپيدن را به خاطر تـــــو دوست دارم
من غم را در سكوت
سكوت را درشب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به تـــــو دوست دارم
من بهار را به خاطر شكوفه هايش
زندگي را به خاطر زيبايي هايش
و زيبايي را به خاطر تـــــو دوست دارم
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمارم
منو ببخش اگه بهت خیلی می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دل من عاشق یکی مثل تو بود
اومد که فریاد بزنه اما دیگه نایی نداشت
آسمون پیشش ولی تو قلب اون جایی نداشت
آی دختره آی بی وفا آی تو که تنهام میزاری
تو قاب عکست جای من عکس کیو میخوای بزاری؟
some of the Best Moments in Life:
بهترين لحظات زندگي :
To fall in love.
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد
To go for a vacation to some pretty place.
به يه جاي خوشگل بريد براي مسافرت
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي،
دوست داشتن پيوندي خودآگاه واز روي بصيرت روشن و زلال .
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد وهرچه از غريزه سر زند بي ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع مي کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج ميگيرد .
عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر ميگذارد
...
Delak